
من و دکتر مسلح ابو الحاج
بزرگترین مشکل من در هنگام صبحانه خوردن، لیوان های کوچک هتل بود که برای من ساخته نشده بود !!! برای خوردن آب پرتقال باید حداقل 3 بار لیوانم رو پر می کردم تا شاید معده بیچارم مزه ی آب پرتقال رو بفهمه !!! البته مشکل اصلی لیوان نبود بلکه معده من بود !!! جالب اینجا بود صبحانه خوردن من 1 ساعت طول می کشید ولی گارسن ها هیچ اعتراضی یا برخورد بدی با من نمی کردند و من رو با لبخند همیشه خوشحال و پر اشتها می کردند (بر عکس ایران) !!!

بزرگترین مشکل برای خوردن آبمیوه لیوان کوچیکه !!!
بعد از صبحانه کت و شلوار پوشیده به سمت FIRST HOTEL راه افتادم . امروز توی خیابان چشمام رو خیلی می چرخوندم که ببینم این بانکوک چه جور جایه !!! دست فروش خیلی زیاد بود و همه چیز توی بازار های دست فروش ها پیدا می شد . از میگو و هشت پا گرفته تا توک توک !!! شاید بپرسید توک توک چیه ؟ توک توک یک موتور با 3 تا چرخه که مسافرها رو با قیمت کمی و لذت زیادی در شهر جابجا می کنه . چون دور توک توک خالیه و به قول ما ایرانی ها تابستونیه برای همین توی گرمای زیاد شهر بانکوک خیلی طرفدار داره مخصوصا بین توریست ها .

میگو در بازار دستفروشی در بانکوک
توک توک یه ابتکار جالب برای جذب توریست در بانکوک هست و با توجه به شکل جالب و کم خرج بودن خیلی وسیله مناسبی به نظر می رسید ولی من فقط یک بار سوار شدم چون زیاد علاقه ای به سوار شدن به موتور ندارم . توک توک من رو بیاد درشکه های نزدیک کوه سنگی مشهد انداخت ولی با این تفاوت که اون درشکه ها زیاد طرفداری ندارن و بجای جذب توریست بدلیل بوی بد اسب ها باعث دفع توریست میشن !!!

توک توک
من تا موقع ناهار به سخنرانی ها پیوستم و بعد از خوردن ناهار خودم رو آماده کردم تا حدود ساعت 4 تا 5 باید در سالن کنفرانس سخنرانی می کردم و خیلی استرس داشتم برای سخنرانی در برابر دانشمندان و محققان بین المللی . البته طبیعی بود چون در برابر افرادی مثل پرفسور Jorge C. Núñez de Murga که استاد دپارتمان نجوم دانشگاه بارسلونا هست و یکی دارندگان متد های پیچیده در زمینه تصویر برداری نجومی بود سخنرانی بایدم مشکل و نفس گیر باشه !!!

ناهار کنفرانس واقعا جور وا جور بود
ساعت 4:30 فرصت به من رسید تا سخنرانی خودم رو درباره روشی جدید برای تصویر برداری از دم دنباله دارها ارائه کنم . بدلیل اینکه این روش برای اولین بار در جهان ارائه می شد منتظر اتفاقات و نظرات گوناگونی بودم . با ترس و دلهره به سمت میکروفن حرکت کردم و بعد از یاد کردن نام خداوند و آرامش گرفتن شروع به سخنرانی کردم .


من در حال سخنرانی درباره دنباله دار ها
من حدود 20 دقیه سخنرانیم طول کشید و بعد منتظر شدم تا دانشمندان و محققان حاضر در سالن شروع به پرسیدن سوال کنند . قسمت سخت ماجرا هم با خوبی و خوشی به پایان رسید و بعد از شنیدن دست زدن حضار من از آزمون بزرگی خودم رو سربلند می دیدم . این یکی از روزهای ماندگار در تاریخ زندگی من بود چون واقعا از خودم راضی بود .

کنفرانس ICDIP 2009
ساعت 5 بعد از ظهر اختتامیه کنفرانس بود و فردا رو ما باید در یک تور تفریحی برای دیدن شهر بانکوک شرکت می کردیم . رفتن تور تفریحی با دانشمندها هم اتفاق جالبی بود که شاید کمتر برای من پیش بیاد . سعی و تلاشم نتیجه ی خوبی داشت . امیدوارم در آینده بتونم در کنفرانس های سطح بالا تری شرکت کنم و ایده هام رو در جهان مطرح کنم .

خیابان Phetchburi در مرکز بانکوک
بعد از ظهر بعد از پیروز بزرگ نوبت به بهترین بخش سفرم رسید یعنی خرید !!! من دو فروشگاه بزرگ نزدیک هتل محل اقامتمون رو بصورت کامل رفتم و تمام طبقات شون رو دیدم . اولی PLATINUM بود و دومی CITY COMPLEX . قیمت اجناس بالا بود ولی کیفیت بالایی رو داشتن . من خیلی از این دو فروشگاه خوشم اومد چون واقعا از نظر ساختاری منظم و روی اصول بودند ، مخصوصا PLATINUM که واقعا چشم من رو گرفت .

CITY COMPLEX در خیابان Phetchburi در مرکز بانکوک
CITY COMPLEX مرکز فروش لباس های مد روز یا همون فشن هست که دقیقا روبروی PLATINUM در خیابان Phetchburi در مرکز بانکوک قرار دارد . CITY COMPLEX از نظر ابعاد ساختمانی کوچکتر از PLATINUM است و میزان خرید کنندگان این فروشگاه بزرگ نیز از PLATINUM کمتر است . CITY COMPLEX برای افراد دارای سلیقه های مد روز و فشن مناسب ولی از نظر من PLATINUM یه چیز دیگه است .

PLATINUM در خیابان Phetchburi در مرکز بانکوک
PLATINUM در خیابان Phetchburi در مرکز بانکوک قرار دارد . PLATINUM یه خوبی بزرگ داشت اونهم این موضوع بود که از طریق یه پل هوایی با پله برقی از پیاده رو به فروشگاه متصل می شد و مردم به راحتی از پیاده رو خیابان در طرف مقابل PLATINUM می توانستند به راحتی از طرق پل به طبقه سوم PLATINUM برسند و از خرید خود لذت ببرند . حدود 2 ساعت در PLATINUM مشغول خرید شدم ولی زیاد خرید نکردم چون همه جا زود تعطیل شد !!!

توک توک و راننده
یکی از مشکلات شهر بانکوک بسته شدن تمام مغازه ها در ساعت 7 شب است که من رو خیلی متعجب کرد . تنها بازاری که تا حدود 11 شب باز است بازار شب در نزدیکی برج غول پیکر Baiyoke است . من سری به بازار شب زدم ولی خیلی زود این بازار هم بسته شد و من به غیر از توک توک سواری شبانه و رفتن به طبقه 17 برج 85 طبقه Baiyoke کاری دیگه ای نتوستم انجام بدم .

من در خیابان Phetchburi
من حدود ساعت 1 شب برگشتم هتل و آنقدر خسته بودم یادم نمیاد چطور خوابیدم . آخرین روز سفر فردا بود که باید همه به تور تفریحی می رفتیم ...
مطالب مرتبط



















