پیش بینی هواشناسی هوای این 4 روز رو صاف تا نیمه ابری پیش بینی کرده بود و خوشحال بودم کی بعد از مدت ها می تونم دریای خزر آرام رو ببینم . سفرمون از ساعت 7 شروع شد به مقصد بابلسر . حدودا ساعت 6 بعد از ظهر بود که به متل عسل در خیابان پارکینگ 6 رسیدیم و برای 4 شب یک سوئیت از اونجا رو به مالکیت خودمون در اوردیم . خیلی هوا گرم بود و فقط یک چیز می چسبید ... آب تنی ...

سریع وقتی رسیدیم به متل من لباسای مخصوص رو پوشیدم و مثل گرسنگان آفریقایی که به غذا حمله می کنند به دریا حمله کردم . نزدیک غروب بود و نمی تونستم زیاد آب بازی کنم (شنا بلد نیستم) و باید با همون چند دقیقه ای که توی آب بودم در روز اول با دریا خداحافظی می کردم .
روز دوم ساعت 10 از سوئیت زدیم بیرون به سمت محمود آباد و چالوس . خیلی راه ها شلوغ بودند و مردم که اکثرا تهرانی بودند حمله ور شده بودند به شما . فکر کنم می خواستند غم از دست دادن مایکل جکسون رو فراموش کنند !!! حالا نمی دونم این همه ملتبرای چی یو هو اومده بودند شمال ولی چون من از شلوغی خوشم میاد برای همین با دیدن این همه جمعیت لذت می بردم . بعد از ظهر بعد از خرید تمشک و لواشک آلو جنگلی به سوئیت برگشتیم و من بازم سریع خودم رو آماده کردم برای حمله به آب ولی بازم زیاد در آب نتونستم باشم چون بازم نزدیک غروب شده بود .

کشتی روی آب های دریاچه ی خزر
روز سوم ساعت 11 از خواب بیدار شدم و بعد از صبحانه خوردن سریع لباسای مخصوص آب بازی رو پوشیدم و دل و زدم به دریا . جای شما خالی تا غروب توی دریا بودم . خیلی برام جالب بود که یک سری افراد (بچه مایه) با جت اسکی هاشون اومده بودند توی دریا و چه حرکات زیبایی و به مردم نشون میدادند و مردم رو حسرت زده می کردند !!! آخه می دونید 90 درصد مردم ایران زیر خط فقرند از جمله خود من !!!

ساحل بابلسر در کنار ماه
توی این مدت من دوربینم رو آماده تهاجم به سوژه های مختلف کردم ولی حیف سوژه خوبی بدست نمی آوردم . عکس گرفتن از کشتی روی آب بهترین سوژه عکاسی من بود . یک سری عکس نجومی هم گرفتم که به نظرم زیاد خوب نشدند . این دوربین عزیزم دیگه داره از دست من فرار می کنه چون بیچاره واقعا خوب داره کارام رو تحمل می کنه !!

روز چهارم به سمت گرگان رفتیم و در میعاد گاه همیشگی (ناهار خوران) ناهاری خوردیم و در محیط با صفای این منطقه به گشت و گذار و تفریح پرداختیم . در این سفر فهمیدم جنگل های گلستان در معرض آلودگی وحشتناکی قرار گرفته اند . ذباله هایی رو که مردم در این منطقه رها می کنند و اکثرا هم بطری و کیسه های پلاستیکی هستند باعث شده دیگر جایی مناسب برای نشستن درون جنگل پیدا نشود . امیدوارم در برنامه ای منسجم گروه های محیط زیست و NGO ها با هم به رفع این مشکل بپردازند .
*** پی نوشت : خداوندا ما را به راه راست هدایت فرما ...



















