تبليغاتX
Amir Reza Pedram - وبلاگ امیررضا پدرام - از خودم راضی نیستم

کلی من معذرت خواهی بدهکارم به اندازه ای که نمی دونم چجوری چک های معذرت خواهی رو پاس کنم، واقعا من شرمندم به دلیل کم نوشتن روی وبلاگ و امیدوارم معذرت خواهی های من رو قبول بفرماید (چک بی محل) . چند مدتی هست که از خودم ناراضیم ! نمی دونم چرا ولی با گذشت روزها فکر می کنم دارم پست رفت می کنم ، فکر می کنم اهدافم رو دارم فراموش می کنم و شاید دیگه اون امیر سابق نیستم ؟؟!! همون امیری که شاداب و فعال بود جاشو به یه امیر داده که نه شاداب نه فعال ؟!!

بیشتر اوقاتم رو توی اتاقم کنار یار غارم (کامپیوتر) می گذرونم که شاید تنها همنشین خستگی ناپذیرم توی این چند سال همین کامپیوتر بوده، حوصله هیچکی و هیچکاری رو ندارم و فقط کارم شده فیلم دیدن اونم وقتی حالم یه مقداری بهتر میشه !!! نگرانی آینده و زندگی و  اهدافم دیوونم میکنه، احساس می کنم شاید نباید به خیلی چیزا امیدوار باشم ، البته چرا دروغ بگم به هیچ چیز امیدوار نیستم ...

هوا سرد شده و دلگیر، بعضی شب ها میام بیرون از خونه و قدم می زنم شاید مقداری بهتر بشم ولی خیلی تاثیر نداره، شاید افسرده شدم و همه ی این حالات سرد روانی بخاطره افسردگی باشه ؟  بیاد روزی افتادم که تازه امده بودم مشهد و بدون حتی یک دوست داشتم توی زمستون این شهر زندگی می کردم ، باز خدا رو شکر که الان دوست هایی رو دارم که کمی آرومم کنن ولی آرمش بخشی اونها برام کافی نیست ...

بعضی وقت ها مامان بهم میگه : جدیدا ساکت شدی ؟  و من هم به مامان میگم : نه من خوبم ... ولی مامان نمی دونه من خوب نیستم البته شایدم بدونه ولی نمی خواد به روم بیاره ...

خیلی کابوس می بینم و حتی توی خوابم آرامش ندارم، نگرانی و فشار عصبی دنیای من و پر از پازل های پیچیده ای کرده که امیدی به ساختنش و تکمیلش نیست ...

امیدوارم دوستانم غیبت های من رو روی وبلاگ ببخشن ...

به امید بهبودی ...

انشاالله ...

نوشته شده توسط امیررضا پدرام در ساعت  | مشاهده متن کامل  |